برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
کاش کسی پاییز را
سر و ته می کرد
برگها به درخت می چسبیدند
تو به من.
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
برچسب: یداللهی,
نویسنده: محمد کریمی
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
ماه از درون پنجرۀ تو جوان تر است
با پردۀ تو باد کمی مهربان تر است
شیطان کجاست تا که ببیند برای من
از سیب، دوست داشتنت امتحان تر است
در بیکران آبی دریای دامنت
آن ناخدا که غرق شود قهرمان تر است
باشد، پرنده باش ولی وقت کوچ نیست
در چشم های من بنشین، آسمان تر است
نصف جهان بی تو برایم قشنگ نیست
هر جا تو باشی از همه جا اصفهان تر است
برچسب: محمدحسین,
نویسنده: محمد کریمی
برچسب: الکساندر,
نویسنده: محمد کریمی
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی


برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
تو آن خیال محالی
که هر روز در من
طلوع می کنی
و هیچ جای جهانم
روز نمی شود!
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی


برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
ای ابر چقدر دور و ناپیدایی
پیداست چقدر خسته از دنیایی
سخت است برای بغض، پنهان ماندن
سخت است برای ابرها نازایی
برچسب: شهسواری,
نویسنده: محمد کریمی
من چیزی
از عشقمان
به کسی نگفته ام
آنها تو را هنگامی که
در اشک های چشمم
تن می شسته ای دیده اند.
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی